تبليغاتX
باز بوی باورم خاکستریست
ورود به چت روم فارسی?

 

 

 

برخورد با زنان در آمريكا و ايران و عربستان!!

 

زنان در آمريكا وايران و عربستان

1-اگر یک زن سیگار بکشد:

در امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری
در ایران به او می گویند : زنیکه معتاد فاحشه خیابانی لجن!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

2-اگر یک زن برای برابری حقوق زن و مرد تلاش کند:

در امریکا به او می گویند : فمنیست
در ایران به او می گویند :تهمینه میلانی
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

3-اگر یک زن مورد تجاوز قرار بگیرد :

در امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند.
در ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

4-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود:

در امریکا : احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده.
در ایران:احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته
در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!


5-زنان:

در امریکا اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و … تحصیل نمایند.
در ایران اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و …. به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند
در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند!

6-…
در امریکا: مادر و پدر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان هستند.
در ایران: مادر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان است.
در عربستان:فرقی نمی کند که مادر مسئول چیست چون در هر صورت سنگسار می گردد.

7- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود:

در امریکا:درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد( زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی:دو هفته)
در ایران:در خواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد میتواند از همسرش جدا گردد(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: 14 الی 15 سال!)
در عربستان:درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند

8-یک دختر 18 ساله:

در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.
در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!
در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!

9-تبریک میگم شما پدر شدید.بچتون یه دختره

در امریکا:Oh God Thanks
در
ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!؟!
در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار یا زنده فی القبر هذه الدختر!

10-زنی به شوهرش خیانت کرد….

در امریکا: طلاق ….
در ایران: فحش، کتک ، اسید ، چاقو ، قتل ناموسی…..
در عربستان: به دلیل دلخراش بودن صحنه ها از بیان آن عاجزیم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 0:38  توسط نازنین  | 

 

 

  

نوروز بی شک یکی از زیباترین جشن ها میان جشن های همه ادیان و اقوام و منطقی ترین مبداء

برای آغاز سال است .

شاهان هخامنشی در این روز در تالار آپادانا بار عام می دادند ، نمایندگان کشورهای خارجی ، استادان

و گروه های مختلف به پیشگاه شاه بار می رفتند و هدیه می دادند و هدیه می گرفتند .

داریوش بزرگ در نوروز هر سال به معبد بابل می رفت و دست رب النوع بابل را می گرفت .

شاهان ساسانی با شکوه فراوان ، نوروز را جشن می گرفتند . پادشاه با جامه ابریشمی در بارگاه

می نشست و  موبد با سینی بزرگی که در آن نان و سبزی ، شراب ، انگشتر، شمشیر ، دوات

قلم و ... بود با اسب و باز به پیش شاه می رفت و شاد باشی به این عبارت می گفت :

شاها به جشن فروردین به ماه فروردین ، آزادی گزین بر داد و دین کیان ، سروش آورد تو را دانایی

و بینایی و کاردانی ، و دیر زیوی با خوی هژبر ، شاد باش به تخت زرین ، انوشه خور به جام جمشید

و آیین نیاکان ، در همت بلند باش ، نیکو کاری و داد و راستی نگاهدار ، سرت سبز و جوانی چون

خوید ، اسبت کامکار و پیروز به جنگ ، تیغت روشن و کاری به دشمن ، بازت گیرا و خجسته به شکار

کارت راست چون تیر ، سرایت آباد و زندگی بسیار باد .

..............................

خب سال ۱۳۸۶ هم دیگه داره نفسهای آخرش رو می زنه .

آرزو می کنم سال جدید سالی پر از شادی و سلامتی و دلخوشی و برکت و خلاصه هر چی دوست دارین ،

باشه . جای همه اونایی که در سال ۱۳۸۶ با دنیا وداع کردن خالیه  روحشون شاد و یادشون گرامی .

تا سال تمام نشده از استاد شهرام ناظری یادی می کنم . از ایشون به عنوان بزرگترین افتخار موسیقی

 ایران در سال ۸۶ یاد شد ، به دلیل دریافت نشان شوالیه از طرف دولت فرانسه پس از اجرای کنسرت

در کشور فرانسه . افتخار بزرگی هست و هرگز فراموش نمی شود .

یه خواهش هم دارم لحظه تحویل سال میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ...

 

                                                                 جاوید ایران ..

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 22:49  توسط نازنین  | 

 

گاهی اوقات ، به این موضوع فکر می کنم که چی شده  که روز به روز از اصل خودمون دورتر می شیم

و هیچ کس هم خیالیش نیست همه دارن کار خودشون رو می کنند و اگر هم گله کنیم که زود می گن

برو بابا گذشته چیه ؟ وقتی آینده ای نیست می خوام گذشته هم نباشه . البته این حرفا همش از

 سر نا آگاهی هست اگر بدونیم که همه این مراسم هایی که داریم چقدر در گذشته زیبا بر گزار

 می شده و با چه نیتهایی بوده شاید یه کم تجدید نظر کنیم ...

 

 

                            

 

چهارشنبه سوری :

چهارشنبه سوری یکی از جشنهای ایرانیان باستان بوده که مردم در اين روز برای دفع شر و بلا

 و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.

 در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار را كه از پيش فراهم كرده اند روي

بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه كپه مي كنند. با غروب آفتاب زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع

مي شوند و بوته ها  را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي 

افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و

سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي  مي خوانند.

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را،

از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند.

از جمله کارهایی که در شب چهارشنبه سوری انجام می دهند که البته بهتر است بگویم انجام

می دادند :

۱- قاشق زنی : 

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسي برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر

راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي

زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا پول

در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و

حاجت خود نااميد خواهند شد.

 ۲- فال گوش نشینی :

زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي

كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و

بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران

بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند،

رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

۳- آش چهارشنبه سوری :

خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در

شب چهارشنبه آخر سال «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در

ميان فقرا پخش مي كردند.

۴- کوزه شکنی :

  مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يك

سكه  به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالي مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر

خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و

 مي گويد:

«درد و بلاي خانه را ريختم  به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و

تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.

اما مهمترین رسم در شب چهارشنبه سوری روشن کردن آتش و پریدن از روی آتش است .

 که متاسفانه امروزه دیگه هیچ کدوم از این رسم و رسوم های زیبا و پر محتوی بر گزار نمی شه و

فقط شده یکسری صداهای مهیب که متاسفانه هیچ حس جالبی رو به همراه نداره . مخصوصا این

چند سال اخیر که وضع خیلی بدتر شده از یکی دو روز قبل از چهارشنبه سوری صدای ترقه ها

به گوش می رسه و جالبه که همه به هم می گن خب دیگه چهارشنبه سوریه دیگه. والا  بیشتر

یاد آور جبهه و جنگ و تیر اندازی هست تا یک سنت اصیل و ریشه دار . اینم مدرک ...

   

   

    

                                                  ( عکس از مصطفی حق گو )

 اون قدیما هدف از برگذاری این مراسم به اعتقاد گذشتگانِِ ، در واقع رهایی از بیماری و مشکلات و

 چشم بد و گرفتاریهاست در حالی که این مراسم چهارشنبه سوری که متاسفانه امروزه برگذار می شود

 فقط و فقط مایه بیماری و گرفتاری و مشکلات است چون به مراتب دیده شده از چند روز قبل از

 چهارشنبه سوری دائما خبرهای گوناگونی پیرامون سوختگی جوانان و انفجار منازل شنیده می شود .

حالا چه ارتباطی بین این مراسم مسخره و اون مراسم با شکوه می تونه باشه خدا عالمه .

 معمولا خانواده ها هم دیگه تمایلی به شرکت کردن در این مراسم عجیب و غریب چهارشنبه سوزی ندارند

البته حق دارند چون نه امنیت جانی دارند و نه امنیت مالی ترجیح می دن تو خونه هاشون بمونن و همین امر

باعث می شه که تا چند سال آینده اسمی هم از چهارشنبه سوری باقی نمونه و کلا بشه یک مراسم

جدید  که به زودیه زود یک اسم که در خور این مراسم باشه واسش انتخاب می کنن .

 امید وارم که چهارشنبه سوری امسال واقعا چهارشنبه سوری باشه .

 

                                                                    جاوید ایران...   
    
 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 17:34  توسط نازنین  | 

سلام دوستان

والا دیروز از وقتی بیدار شدم همش یه سره خبرای عجیب و غریب خوندم و شنیدم .

البته می ترسم بگم و بعضیاااااااااااااااا قدم رنجه کنن و تشریف بیارن و دوباره بگن وای

یه خوره به روز باش و اینا مال صد سال پیشه و خلاصه از این حرفاااا .

دیروز عصر رادیو جوان اعلام کرد شهرام جزایری فرار کرد . این شازده که پنج سال پیش

به جرم اختلاس و خلاصه خودمونی بگم دزدی و اینا دستگیر شده بود نمی دونم چی شد

که یی هووووووووووو تصمیم گرفتن دوباره بعد از ۵ سال که زندان بود و حکمی که براش صادر

شد ، سال ۳۰ سال زندان بود ، دوباره بیارن شازده رو محاکمه کنن خلاصه جونم براتون بگه

که ایشون هم با همه زرنگی که دارن تونستن به راحتی مامورین مخلص دولت رو اغفال کنند و

الفرار ... بعد از یکی دو ساعت هم گفتن احتمال داره که از کشور خارج شده باشه و بعد هم از

ملت شریف و همیشه در صحنه ایران خواستن که هر کس آقا شهرام گل رو دید سلام دولت

جمهوری اسلامی رو به ایشون برسونه و بگه الحق که شاه دزدی .

آره مادر ، شهرام جون هم جیبش رو پر کرد و بای بای .

توی فکر این بودم که آخه چرا باید بعد از ۵ سال ناغافل دوباره واسه این شازده دادگاه تشکیل بدن ؟

که خوندم آموزش پرورشیها هم گند زدن .

یادتونه چند وقت پیش اسم شیرینی دانمارکی شد شیرینی گل محمدی ؟ آره گلم دوباره تکرار شد

بازم توهین به پیامبر اسلام . اما این بار از برو بچز زحمت کش آموزش و پرورش بودن .

در آزمون فرهنگیان یه سری سوال طرح شد که قبل از هر چیزی مات ومبهوت می مونی که

 کدوم آدم احمقی چنین سوالاتی رو طرح کرده ؟

حالا بماند که اینا با این همه ادعای خدا پیغمبری و اسلام ناب محمدی و ... چرا یه دفعه چنین

 سوالاتی رو باید مطرح کنند ؟ البته خیلی راحت می شه گفت با این سوالات مطرح شده فقط

خواستن یه جورایی پیامبر خدا رو به مسخره بگیرن و بس. وگرنه چه دلیلی داره مثلا خصلتهای

اخلاقی پیامبر و خروس رو با هم مقایسه کنند ؟؟؟ و خیلی مسائل دیگه که بهتره خودتون قضاوت

کنید . سوالات رو بخونین لطفا .

سوالات از این قراره :

۱- رسول خدا (ص) از گوشت گوسفند کدام قسمت را دوست داشت؟
الف- ماهیچه ـ سردست    ب-  ران ـ سردست   ج- ران ـ جگر   د- جگر و قلوه

۲- کدام یک از گزینه‌های زیر از خصلت‌های خروس است که با خصلت پیامبر سازگار نیست؟
الف- وقت شناسی ـ غیرت مردانه            ج- وقت شناسی ـ سخاوت
ب-  شجاعت و کثرت آمیزش با همسر        د- برچیدن غذا از زمین ـ تند راه رفتن

۳- رسول خدا در خوردن کدامیک از موارد زیر کسی را با خود شریک نمی‌کرد؟
الف- غذا   ب-  نان جو   ج-  انار     د- ماهیچه گوسفند

4- رسول خدا(ص) در چه حالی اصلا دیده نشد؟
الف- درحال مجامعت با زنان          ب- در حال بول و غائط
ج- در حال خرید از بازار                د- نوشیدن آب در حالت نشسته

5- آیا مخرج بول و غائط با سه سنگ پاک می‌شود؟
الف- هر دو پاک می‌شود                ب- هیچ‌کدام پاک نمی‌شود
ج - مخرج بول پاک می‌شود ولی مخرج غائط پاک نمی‌شود

د - مخرج بول پاک نمی‌شود ولی مخرج غائط پاک می‌شود.

6- به فرموده امام صادق(ع) مقدار آب مصرفی آن حضرت برای وضو و غسل به ترتیب کدام است؟
الف- یک صاع ـ یک صاع       ب-یک مد ـ یک مد    ج- یک مد ـ یک صاع      د- یک صاع ـ یک مد

۷- رسول خدا در شدت گرما به موذن می‌فرمود: ابرد، ابرد مقصود کدام است؟
الف- بگذار هوا خنک شود، بگذار هوا خنک شود.           ب- شتاب کن، شتاب‌ کن
ج- دور شو دور شو                                                  د-  الف و ب صحیح است

8-  جبرئیل به پیامبر دستور داد که قرآن را در حالت . . . . بخواند
الف-  ایستاده             ب- نشسته            ج- خوابیده          د- سواره

9- موی سر رسول خدا(ص)
الف-  سیاه بود        ب- سفید بود    ج- جز چند مو بقیه سیاه بود        د- در‌آخر عمر سفید شد

10- به فرموده امام صادق‌(ع) خداوند متعال در رسول خداد(ص) چند روح قرار داده است؟
الف- روح القدس ـ روح الایمان ـ روح القوه
ب-  روح القدس ـ روح الشهو‌ه ـ روح الحیاه
ج-روح القوه ـ روح الشهوه ـروح الخلوه
د- الف و ب صحیح است.

11- کفن میت کدامیک از گزینه‌های زیر نیست؟
الف- لنگ   ب- عمامه          ج- سرتاسری    د- جامه

..............................................................

خب حالا نظرتون چیه ؟ به نظر شما چه اتفاقی می افته ؟ ولی من که می گم نگران نباشید

 نهایت آقای وزیر رو استیضاح می کنن دیگه .

 این بار نه دیگه اسم شیرینی عوض میشه نه حکم قتل سلمان خان صادر میشه .

 فقط دلم به حالشون میسوزه که از همین امروز مسخره دست شبکه های خارجی شدن همون

چیزی که خیلی آزارشون می ده .

البته حقشونه تا اینا باشن دفعه دیگه اینقدر تو کار کشورهای دیگه فضولی نکنن یارو تو دانمارک یه

کاریکاتور کشیده اینا از این سر دنیا همچین شلوغش کردن که آقا توهین شد و واااااااااااااااااااای و

 ای داد بیداد و ... هر کس ندونه باورش میشه اینا به پیامبر ارادت دارن .

 اصلا به ما چه که کی چی گفته و کی استیضاح می خواد بشه اصلا کی گفته به ما ربط داره که

شهرام رو فراری دادن و یا اینکه قیمت بنزین ۱۵۰ میشه حالا یکی می گفت ممکنه به تصویب

مجلس نرسه ولی من گفتم به من هیچ ربطی نداره می خواد برسه می خواد نرسه مهم اینجاس

که خط فقر رو ۴۰۰۰۰۰ تومان اعلام کردن البته خیلی هم مهم نیست چون چه معنی می ده بچه

تو کاره بزرگترا دخالت کنه اصلا

 

                                                                                                    یا علی ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 5:47  توسط نازنین  | 

پسرك فقير از پدر پرسيد: بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر داشته باش پسرم. بالاخره راحت و آزاد مي‌شويم و به رفاه و آسايش

مي‌رسيم. بايد استبداد محمد عليشاه از بين برود.
مشروطه شد و استبداد از بين رفت و قانون مشروطه آمد.

مدتي گذشت اما وضع همان بود. پسرك پيش پدر آمد و گفت:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر داشته باش پسرم. همه‌ي اينها زير سر خاندان قاجار است كه وضع‌مان
اين‌طوري است. بايد استبداد قجري از بين برود.

پس از كودتاي99 و بركناري احمدشاه، سلسله قجري منقرض شد و حكومتي ديگر آمد. اما وضع همان بود. پسرك پيش پدر آمد و پرسيد:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر داشته باش پسرم. بالاخره راحت و آزاد مي‌شويم. بايد استبداد رضاخاني از
بين برود.

متفقين كه به ايران ريختند و رضاخان را پايين كشيدند، حكومتي ديگر آمد. سال‌ها گذشت اما وضع همان بود. پسرك پيش پدر آمد و گفت:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر داشته باش پسرم. بالاخره راحت و آزاد مي‌شويم. بايد استبداد پهلوي از بين
برود.

بعد انقلاب شد و شاه را پايين كشيدند. مدتي گذشت اما وضع همان بود و پسرك پيش پدرآ مد و گفت:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر كن پسرم. ما تازه انقلاب كرده‌ايم. نبايد به اين زودي توقع داشت همه چيز
درست شود. همه‌ي اينها تقصير استكبار جهاني است.

مدتي ديگر گذشت اما وضع همان بود و پسرك دوباره پيش پدر برگشت و پرسيد:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر كن پسرم. ما الان در حال جنگ هستيم. بايد جنگ تمام شود. صبر كن
بالاخره تمام مي‌شود.

جنگ به پايان رسيد و اوضاع آرام شد. اما وضعيت همان بود. پسرك دوباره پيش پدر آمد و گفت:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر كن پسرم. جنگ تازه تمام شده و ما خسارت ديده‌ايم. بايد اصلاحات بشود.

اصلاحات آغاز شد و سال‌ها طول كشيد اما وضع همان بود. پسرك دوباره پيش پدر آمد كه بپرسد:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر كن پسرم، اصلاحات يك پروسه است و بايد سير زماني و تاريخي خودش را
طي كند.

مدت‌ها گذشت اما وضع همان بود و اصلاحات به نتيجه‌اي نرسيد. پسر دوباره نزد پدر آمد و پرسيد:
- بابا؟ ما كي راحت و آزاد مي‌شويم كه در رفاه و آرامش زندگي كنيم؟
پدر گفت: صبر كن پسرم، بايد اصلاحات را اصلاح كرد. با عجله نمي‌شود.  بايد حكومت را
به محرومان سپرد. بايد دولت رجايي‌وار باشد كه درد ما را بيشتر بفهمد. صبر كن چيزي نمانده درست مي‌شود.

دوره اصلاحات تمام شد و دولت رجايي‌وار آمد كه به محرومان رجا بدهد و درآمد نفت را سر سفره‌هاي آنان بياورد. اما وضعيت همان بود. پسر دوباره نزد پدر آمد و پيش از اين كه حرفي بزند پدرش گفت:
- صبر كن پسرم، صبر كن...
پسرك كه حالا ديگر خيلي هم پسرك نبود گفت: جان خودت ولم كن پدر! صبر نخواستم و
سوالم نخواستم.

 دنبال اين دندون مصنوعيم مي‌گشتم بذارم دهنم، برم سرمو بذارم بميرم.

شما نديدي؟

■ استنتاج شبه فلسفي:


1-  گر صبر كني از غوره آبغوره مي‌گيرم برات.

 
2- ما خيلي صبوريم ولي بعضي‌ها چقدر سوزن‌شان گير مي‌كند و هي چيزي را

بيخودي تكرار مي‌كنند.


3- پروسه در اينجا به معناي تحمل و صبوري تا حد شتر است.

شايد هم ما داريم با شترها كل‌كل مي‌كنيم.

 
4-  بعضي پدر و پسرها هم عجب عمري مي‌كنند ها؟ بگو ماشاالله.

                                                                      از نوشته های حسین خالدیان ...

                                                                                                                       یا علی ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 18:23  توسط نازنین  |