تبليغاتX
باز بوی باورم خاکستریست
ورود به چت روم فارسی?
 

 

  

نوروز بی شک یکی از زیباترین جشن ها میان جشن های همه ادیان و اقوام و منطقی ترین مبداء

برای آغاز سال است .

شاهان هخامنشی در این روز در تالار آپادانا بار عام می دادند ، نمایندگان کشورهای خارجی ، استادان

و گروه های مختلف به پیشگاه شاه بار می رفتند و هدیه می دادند و هدیه می گرفتند .

داریوش بزرگ در نوروز هر سال به معبد بابل می رفت و دست رب النوع بابل را می گرفت .

شاهان ساسانی با شکوه فراوان ، نوروز را جشن می گرفتند . پادشاه با جامه ابریشمی در بارگاه

می نشست و  موبد با سینی بزرگی که در آن نان و سبزی ، شراب ، انگشتر، شمشیر ، دوات

قلم و ... بود با اسب و باز به پیش شاه می رفت و شاد باشی به این عبارت می گفت :

شاها به جشن فروردین به ماه فروردین ، آزادی گزین بر داد و دین کیان ، سروش آورد تو را دانایی

و بینایی و کاردانی ، و دیر زیوی با خوی هژبر ، شاد باش به تخت زرین ، انوشه خور به جام جمشید

و آیین نیاکان ، در همت بلند باش ، نیکو کاری و داد و راستی نگاهدار ، سرت سبز و جوانی چون

خوید ، اسبت کامکار و پیروز به جنگ ، تیغت روشن و کاری به دشمن ، بازت گیرا و خجسته به شکار

کارت راست چون تیر ، سرایت آباد و زندگی بسیار باد .

..............................

خب سال ۱۳۸۶ هم دیگه داره نفسهای آخرش رو می زنه .

آرزو می کنم سال جدید سالی پر از شادی و سلامتی و دلخوشی و برکت و خلاصه هر چی دوست دارین ،

باشه . جای همه اونایی که در سال ۱۳۸۶ با دنیا وداع کردن خالیه  روحشون شاد و یادشون گرامی .

تا سال تمام نشده از استاد شهرام ناظری یادی می کنم . از ایشون به عنوان بزرگترین افتخار موسیقی

 ایران در سال ۸۶ یاد شد ، به دلیل دریافت نشان شوالیه از طرف دولت فرانسه پس از اجرای کنسرت

در کشور فرانسه . افتخار بزرگی هست و هرگز فراموش نمی شود .

یه خواهش هم دارم لحظه تحویل سال میان ربنای سبز دستانت دعایم کن ...

 

                                                                 جاوید ایران ..

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 22:49  توسط نازنین  | 

 

گاهی اوقات ، به این موضوع فکر می کنم که چی شده  که روز به روز از اصل خودمون دورتر می شیم

و هیچ کس هم خیالیش نیست همه دارن کار خودشون رو می کنند و اگر هم گله کنیم که زود می گن

برو بابا گذشته چیه ؟ وقتی آینده ای نیست می خوام گذشته هم نباشه . البته این حرفا همش از

 سر نا آگاهی هست اگر بدونیم که همه این مراسم هایی که داریم چقدر در گذشته زیبا بر گزار

 می شده و با چه نیتهایی بوده شاید یه کم تجدید نظر کنیم ...

 

 

                            

 

چهارشنبه سوری :

چهارشنبه سوری یکی از جشنهای ایرانیان باستان بوده که مردم در اين روز برای دفع شر و بلا

 و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.

 در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار را كه از پيش فراهم كرده اند روي

بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه كپه مي كنند. با غروب آفتاب زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع

مي شوند و بوته ها  را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي 

افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و

سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي  مي خوانند.

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را،

از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند.

از جمله کارهایی که در شب چهارشنبه سوری انجام می دهند که البته بهتر است بگویم انجام

می دادند :

۱- قاشق زنی : 

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسي برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر

راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي

زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا پول

در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و

حاجت خود نااميد خواهند شد.

 ۲- فال گوش نشینی :

زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي

كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و

بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران

بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند،

رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

۳- آش چهارشنبه سوری :

خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در

شب چهارشنبه آخر سال «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در

ميان فقرا پخش مي كردند.

۴- کوزه شکنی :

  مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يك

سكه  به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالي مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر

خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و

 مي گويد:

«درد و بلاي خانه را ريختم  به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و

تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.

اما مهمترین رسم در شب چهارشنبه سوری روشن کردن آتش و پریدن از روی آتش است .

 که متاسفانه امروزه دیگه هیچ کدوم از این رسم و رسوم های زیبا و پر محتوی بر گزار نمی شه و

فقط شده یکسری صداهای مهیب که متاسفانه هیچ حس جالبی رو به همراه نداره . مخصوصا این

چند سال اخیر که وضع خیلی بدتر شده از یکی دو روز قبل از چهارشنبه سوری صدای ترقه ها

به گوش می رسه و جالبه که همه به هم می گن خب دیگه چهارشنبه سوریه دیگه. والا  بیشتر

یاد آور جبهه و جنگ و تیر اندازی هست تا یک سنت اصیل و ریشه دار . اینم مدرک ...

   

   

    

                                                  ( عکس از مصطفی حق گو )

 اون قدیما هدف از برگذاری این مراسم به اعتقاد گذشتگانِِ ، در واقع رهایی از بیماری و مشکلات و

 چشم بد و گرفتاریهاست در حالی که این مراسم چهارشنبه سوری که متاسفانه امروزه برگذار می شود

 فقط و فقط مایه بیماری و گرفتاری و مشکلات است چون به مراتب دیده شده از چند روز قبل از

 چهارشنبه سوری دائما خبرهای گوناگونی پیرامون سوختگی جوانان و انفجار منازل شنیده می شود .

حالا چه ارتباطی بین این مراسم مسخره و اون مراسم با شکوه می تونه باشه خدا عالمه .

 معمولا خانواده ها هم دیگه تمایلی به شرکت کردن در این مراسم عجیب و غریب چهارشنبه سوزی ندارند

البته حق دارند چون نه امنیت جانی دارند و نه امنیت مالی ترجیح می دن تو خونه هاشون بمونن و همین امر

باعث می شه که تا چند سال آینده اسمی هم از چهارشنبه سوری باقی نمونه و کلا بشه یک مراسم

جدید  که به زودیه زود یک اسم که در خور این مراسم باشه واسش انتخاب می کنن .

 امید وارم که چهارشنبه سوری امسال واقعا چهارشنبه سوری باشه .

 

                                                                    جاوید ایران...   
    
 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 17:34  توسط نازنین  | 

 
 
 
           
 
 
 
گذشت دوره زرتشت و ما مسلمانیم
و ظاهرا همه اسطوره های ایمانیم
ملاک اگر عمل آید تجسم جهلیم
و در مقام سخن همجوار قرآنیم
بریده ایم ز کوروش ِ  محمدی شده ایم
و منکریم که ما کودکان ایرانیم
ز اقتدار نیاکان چه دور افتادیم
و دلخوشیم که ما وارثان آنانیم
که گفته معنی اسلام نفی پیشین است ؟
به نام پاک اهورا قسم ما مسلمانیم
 
            
                                                                جاوید ایران ...
 
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 17:34  توسط نازنین  |